روح نماز چيست؟

«توجه به خدا» روح نماز است. نمازى كه از اين جوهره اساسى بى بهره باشد، كالبد بى جانى است كه ارزش آن بسيار ناچيز مى‏باشد. درست به همين جهت است كه رسول خدا(ص) مى‏فرمايد: «كم من قائم حظُّه من صلاته التعب و النصب(المحجةالبيضاء، ج 1، ص 366.)؛ چه بسا نمازگزارى كه از نماز خويش، جز مشقت و رنج بهره‏اى ندارد».
حال ممكن است سؤال شود: ما كه هر چه بيشتر سعى مى‏كنيم، در نماز حواس خود را جمع كرده و به خداوند توجه كنيم، كمتر موفق مى‏شويم؟ آيا به راستى چاره‏اى وجود دارد كه ما را در رسيدن به اين جوهره اساسى - كه روح نماز است - يارى رساند؟ اگر تصور شود چيزى مانند شربت و كپسول وجود دارد كه به راحتى ميل شده و يك شبه همه كارها رو به راه گردد، قطعاً جواب منفى است؛ ولى اگر كسى مرد ميدان عمل باشد و خود را براى يك كارزار جدى و طولانى مهيا كند، جواب مثبت است.

ادامه نوشته

مولانا و نماز

نماز در انديشه مولانا

نماز يکي از مهمترين عبادت‌هاي مسلمانان است که بر پا داشتن آن در عرفان اسلامي و سيروسلوک اهميتي والا دارد. از همان آيات آغازين قرآن کريم، در سورة بقره، به اقامة نماز، و اين که از نشانه‌هاي متقين است، اشارت رفته است «الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلوة»(3/2) و پس از آن نيز در سراسر قرآن، به برپايي آن تأکيد شده است. در اهميت نماز، الفاظ گهربار فراوان نيز از رسول خدا و سيره ايشان وجود دارد که صوفيه در کتب خويش، با استناد به همين آيات و احاديث در آداب نماز و ارزش آن در سلوک، سخنان بسيار نگاشته اند.از آن جمله مي‌خوانيم:‏
‏رسول (ص) گفت:«مثل اين پنج نماز همچون جوي آب روشن است که بر در سراي کسي مي‌رود و هر روز پنج بار خويشتن را بدان آب بشويد: ممکن است که بر وي هيچ شوخي بماند؟» گفتند:نه، يا رسول الله. گفت: «اين پنج نماز گناه را آنچنان ببرد که آب شوخ را.»(غزالي،159:1375) ‏
‏نقل ماجراهاي اغراق‌آميز از استغراق بزرگان تصوف در عالم نماز و کشف و شهود، از ديگر موضوعاتي است که در کتب صوفيه به جهت تشويق سالکان وجود دارد.‏
‏«يکي گفت: من از پس ذوالنون نماز مي‌کردم. چون ابتداي تکبير کرد و گفت:الله اکبر بيفتاد ؛ چون جسدي که اندر او حس نباشد.‏
‏و جنيد- رضي الله عنه - چون پير شد، هيچ ورد از اوراد جواني ضايع نکرد. وي راگفتند: ايها الشيخ، ضعيف گشتي، بعضي از نوافل دست بدار.» گفت:« اين چيزهايي است که اندر بدايت، هرچه يافته ام بدين يافته ام بعد از قضاي خداي، محال باشد که دست ازين بدارم اندر نهايت.»(هجويري،1387 :444-443)‏
‏ «نقل است که[رابعه عدويه] شبي در صومعه نماز مي‌کرد. در خواب شد. از غايت شوق و استغراق، نيي در چشم او شد، چنان که او را خبر نبود از غايت خشوع»(عطار،77:1382) ‏
‏بدين گونه در ساير کتب عرفاني نيز دربارة اهميت نماز فصولي پرداخته شده است تا سالکان در اداي آن غفلت نورزند، و در برپايي آن استمرار به خرج دهند. جلال الدين محمد بلخي نيز از گروه اين صوفيان برکنار نيست.او در کتاب مثنوي معنوي که دستورنامة سلوک است، به ذکر ابعاد گوناگون نماز که يکي از اعمال شرعي است، اهتمام ورزيده است. در نظر او، حقيقت که والاترين مرتبة ادراک و سرمنزل سلوک است، چيزي جز بطن و مغز اعمال شرعي نيست. اعمال شرعي چون علم کيمياست که به کاربستن آنها مس وجود انسان را به زر که رسيدن به حقيقت است تبديل مي‌کند. (زماني،1385،ج5: 14)‏
‏بررسي انديشه‌هاي عارفانه مولانا دربارة «نماز» از يک سو نشان دهنده ميزان توجه او به اين عبادت الهي است و از سوي ديگر مي‌توان با ياري از ذهن پوياي مولانا به زواياي پنهاني از نماز دست يافت که حاصل تجارب عرفاني و مشهودات اوست.‏
‏نماز خواندن در انديشة مولانا تا بدان اندازه اهميت دارد که «بي‌نمازي» در مثنوي معنوي، کنايتي از آلودگي است:‏
ادامه در ادامه مطلب

 

ستون دین

 

وقتی که شیطان نا امید شد!

آتشی که از خورشید می بارید، زمین را تنور داغ کرده بود حالا تشنگی بیشتر خودش را نشان می داد. چند روز بود که در محاصره دشمن بودند و در این بیابان داغ و سوزان دشمن نمی گذاشت که آنها از رودخانه آبی بردارند.

صدای طبل ها و شیپورهای شیطان تمام صحرا را پر کرده بود و فریادهایشان نمی گذاشت که صدا به صدا برسد.

شمشیر زدن در چنین وضعیتی واقعاً دشوار بود. آن هم با دشمنی که صدها برابر آنها سرباز داشت.

 آنروز میدان جنگ، بیش از 70 قهرمان شیر دل را یک جا در خودش می دید. آن ها یکی پس از دیگری به میدان می آمدند و انبوهی از دشمنان خدا را به خاک می انداختند و پس از نبردی دلاورانه به دیدار خدایشان می شتافتند ...

خورشید که به وسط آسمان رسید سربازان دشمن صحنه ای دیدند که از تعجب سرجایشان میخ کوب شدند!

امام حسین(ع) به همران یاران باوفایش خسته و تشنه به نماز ایستادند.

لشکریان یزید خندیدند و مسخره کردند. سپس کمان ها را کشیدند و باران تیر ها شروع شد. مثل این که شیطان اصلاً دوست نداشت نماز اول وقت امام حسین(ع) و دوستانش را ببیند.

صحنه ای باور نکردنی به وجود آمده بود؛

تعدادی از یاران فداکار امام در برابر امام صف کشیدند تا شیطان به نقشه ای که در سر داشت نرسد ... .

پیامبر اعظم (ص) می فرماید :

شیطان همواره از کسی که مواظب نماز های پنج گانه اش باشد ترسان و گریزان است اما همین که او در نمازش کوتاهی کند شیطان نیز جرأت پیدا می کند و آنرا به گناهان بزرگتر گرفتار می کند.1

 

 


1) کافی جلد3، ص269

 

فلسفه نماز چیست؟

«فرض الله الایمان تطهیرا من الشرك، و الصلاة تنزیها عن الكبر، و الزكاة تسبیبا للرزق، و الصیام ابتلاء لا خلاص الخق، و الحج تقربة للدین، و الجهاد عزا للاسلام، و الامر بالمعروف مصلحة للعوام و النهى عن المنكر ردعا للسفهاء»(1)؛ خداوند، ایمان را براى پاك شدن دل‎ها از آلودگى كفر و شرك، و نماز را براى پاك بودن از سركشى و نافرمانى واجب كرد، زكات را وسیله‏ای براى روزى مستمندان، و روزه را وسیله‏‎ای براى آزمایش اخلاص بندگان قرار داد، حج را براى نیرومند شدن دین، و جهاد را براى شكوه و سربلندى اسلام واجب ساخت، امر به معروف را بخاطر اصلاح توده ناآگاه مردم، و نهى از منكر را براى باز داشتن افراد بى‏خرد، از كارهاى زشت و گناه‎آلود مقرر كرد.
ادامه نوشته